سلام

بعد از مدتها غیبت آخرش این طلسم شکسته شد و اومدم.

صفحه مطلب جدید تو اکسپلورر هر کار کردم باز نمی شد و آخرش با موزیلا اومدم.

این چند وقته خیلی دلم تنگ شده ولی سرعت کم و قطعی خط و تنبلی خودم و شلوغی کار و همه و همه باعث شد که نیام توی نت.

مانی گردویی خیلی لاغر شده و از گردو تبدیل شده به بادوم. عوضش قدش بلند شده و شیطون.

 کلمات رو خیلی قشنگ می گه ولی هرجا حرف می زنه باید زیرنویسش که من هستم باهاش باشم. عاشقه عاشقه کتابه و هر شب و روز باید واسش قصه بخونیم.

قصه مهمانهای ناخوانده رو خیلی قشنگ می گه.

ببین یک امروز هم که اومدم بنویسم وقت تمومه و باید برم به خونه و زندگی برسم.

تا بعد . انشاالله با عکسهای جدیدش میام.

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان محمدمهدی

سلام تصمیم گرفتم خونه محمدمهدی رو عوض کنم یعنی یه خونه مستقل برا خودش درست کنم . خوشحال میشیم تشریف بیارین اینم آدرسش: http://mohamadmahdi85.persianblog.ir/

مامان اکرم

سلام صفا جون بابا منور کردی! کجایی دختر؟ بادوم ما رو محکم ببوس[ماچ][بغل]

رز تنها

سلام خسته نباشید من امروز به طور اتفاقی وبلاگتونو دیدم به نظرم خیلی جالبه که شما با این همه گرفتاریها و کار در خانه و بیرون کارهای جانبی هم انجام می دهید واقعا ایده ی جالبی ایه خیلی خوشم اومد امیدوارم که همیشه در کنار مانی زندگی خوب و خوشی داشته باشید باز هم به وبلاگتون سر می زنم

ساسان

سلام ابجی ماه من امیدوارم شما مانی جان و اقا سعید خوب و شاد باشید درسایه الطاف اهورامزدا

من و سارا

سلام مامان مانی کوچولوی ناز ناز. معمولا بچه که از حالت نوزادی می خوان بیان بیرون و پا به کودکی میذارن لاغرتر میشن. اینم نورماله . زیاد نگران نباش . تنش سالم باشه اون مهمه. عروسکت رو ببوس

مامان و نی‌نی‌ش

بابا دلمون تنگ شده... زود به زود بیا... عکسای مانی گردویی رو هم بزار خانمی... [بغل][ماچ]

nastaran

che webloge naz va dooostaneyi.bareye kocholoye azizetoon arezoooye moaffaghiyat mikonam sar bezanid khoshhal misham va mayel be tabadole link hastam[قلب][گل]