سلام دوستای خوبم

از اینکه تولدم اومدین خیلی خوشحالم کردین. مرسی بابته این همه پیام محبت آمیزی که برام نوشتین.

    روز تولدم تو خونمون جای همگی شما خالی بود. یک عالمه مهمون برامون اومده بود. یک عالمه کادو هم گیرم اومد. مامان صفا و پدرجونم یک دستبند و مامانی و آقا هم یک گردنبند و دایی کیاوشه مهربونم هم یک پیراهن و شلوارک خوشگل.

آقاجون و مامان جون یک سه چرخه خوشگل و عمه پروین یک مرغ که تخم می گذاره و می رقصه و عمه مهوش هم یک بلوز و شورت .

به هر حال جاتون خالی.

دیروز هم رفتیم پارک و من کلی سه چرخه سواری کردم.

مامانی صفا دیگه همه چیز بهم می ده که بخورم و تحریم اقتصادی تموم شد. داشتم آب هندونه می خوردم که یکهو ازم شکار لحظه ها شد.

  اینقدر خوشم میاد که گل بکنم و بو کنم

    تازه رفتم دکتر روز یکشنبه ۲۳ اردیبهشت و دکتر خیلی دوستم داشت و وزنم تغییری نکرده بود به خاطره اینکه دندونام که می خوان از توی لثم بیرون بیان منو لاغر یم کنن تا خودشون چاق بشن و بتونن بیان بیرون و قدم هم حسابی بلند شده بود و دیگه دستم به همه چیز می رسه.

    بعد هم واکسن سرخک و سرخچه و اوریون زدم و خانمه دکتره که خوشگل هم بود گفت شاید بدنت دون دون بشه و زیره گوشت باد کنه.

تا بعد بای بای

/ 29 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله ريزه

سلام اومدم بگم که خاله ريزه خونه‌شو آب و جارو کرده و منتظر مانی جون و مامانشه.... می‌بوسمتون ياحق

محيا کوچولو

مانی فسقلی قلقلی هديه ها مبارکت يه عالمه.بوس مالی يه عالمه

مامان ماهان

وای عزيز فسقلی عسل من با عرض پوزش از دير اومدنمتولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدت مبارک

دريا

مانی گلممممممممممممممممم تولدت مبارک[

مهر

مامان خانومی سلام تولد گل پسر نازت مبارک باشه ايشاالله جشن فارغ التحصيلی.از طرف من حسابی ببوسيدش مانی جونو خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم .اگه دوست داشتيد به من و پسرم عليرضا هم سری بزنيد. تا بعد

مامان کیارش

سلام خوشحالم که خوشحال میبینمتون به خونه ی اینترنتی ما هم سر بزنید[گل]

بزار

سلام مامان صفا می خواستم اگه اجازه بدی زبونم رو ا آخرش بکنم توش و بچرخونمش همش رو لیس بزنم و بعد ..رمو تا آخرش بکنم توش هی جلو و عقب بکنم خوب می تونم این کار رو بکنم .قیمتش هم برام مهم نیست هر چقدر خودت گفتی پولش رو می دم راستی دوست دارم برام بخوری ها همش رو $$ ؟؟؟

بهار

سلام دوست غریبه من مامان صفا من شما رو نمیشناسم. داشتم توی اینترنت سرچ می کردم که اتفاقی به وبلاگ شما برخوردم و متن‌های زیبایی که برای تولد پسر کوچولو و همسرتون نوشته بودید رو خوندم و الان صورتم از اشک خیسه. از اینکه این همه خلوص و عاطفه و محبت در وجود یک زن نسبت به همسر و فرزندش وجود داشته باشه، با تمام وجودم خدا رو شکر کردم و لذت بردم. دلم میخواست این دنیا پر میشد از محبت آدم هایی مثل شما....