سلام

سلام سلام201.gif . خوبین. من اومدم یواشکی مامانی35.gif  .

اینقدر اتفاق برام افتاده این چند روز که نتونستم بیام و از خودم بگم282.gif . اولیش این بود که یکروز با مامان و پدرجون رفتیم یک جایی که خیلی قشنگ بود72.gif  و یک عالمه از دوستای پدرجون هم اومده بودند 84.gif و خیلی همه با هم می خندیدند 55.gif و چند تا از آدمای اوجا از من خیلی عکس می گرفتن و منم فقط نگاهشون می کردم1.gif  و هر چی مامان می گفت که بخندم و قلقلکم می داد من نخندیدم208.gif .(آخه نباید برای همه بخندم که). بعدش هم یک آقا پسری اونجا بود که اسمش صدرا بود و اون اصلا با من بازی نکرد 88.gif و می یومد کالسکه منو می برد این طرف و اونطرف ولی اصلا باهام بازی نکرد.24.gif 

4dodxqe.jpg

اتفاق بعدی این بود که یکروز که همه مردم گریه و زاری می کردند 254.gif و می گفتند که روز شهادت امام حسینه. ما رفتیم خونه مامان جون و آقاجون و اونجا آش نذری می پختن 84.gif و عمه مهوش هم دور از چشم مامانی یک کمی با انگشتش به من آش داد و چقدر خوشمزه بود91.gif . تازه اون روز خرما هم کمی خوردم. سیب زمینی خورش نذری رو هم خوردم و روز جهانی بخور بخور بود263.gif  .

3ywy1bd.jpg

بعد براتون بگم که من خیلی دلم می خواد رانندگی کنم 16.gif ولی پدرجون دعوام می کنه81.gif  و نمی ذاره که من پشت فرمون بشینم و هر وقت سواره ماشین می شیم0.gif  من همش می خوام برم تو بغله پدرجون و رانندگی کنم و مامان صفا منو سفت می گیره و نمی دونم چیکار کنم169.gif . فکر کنم مجبورم می کنن که یکروز کلید رو بردارم 200.gif و خودم برم سوار ماشین بشم و .....

راستی تا حالا کنترل تلویزیون و ... را خوردین. خیلی خوشمزه است192.gif .

43mvija.jpg

/ 5 نظر / 30 بازدید
آرزو (مامان آرش)

اول مامان صفا جون سلام چطوري خانمي؟ دلم تنگ شده بود براي اين گل پسرت. ماشاءالله براش اسفند دود كن. و از طرف من و آرش حسابي بچلونش

آرزو (مامان آرش)

اول مامان صفا جون سلام چطوري خانمي؟ دلم تنگ شده بود براي اين گل پسرت. ماشاءالله براش اسفند دود كن. و از طرف من و آرش حسابي بچلونش خانمي وقتي آپديت كردي پينگ هم بكن كه معلوم بشه ديگه http://pinger.blogard.com مرسي

مامان آیدا

سلام صفا جون .... اين قلمبه ی ناز رو ببوس .... چرا نميخنديدی خاله ؟ ..... البته خوب کاری کردی چون مردم پر رو ميشن ..... آش هم نوش جونت .....

ديونه

سلام دوست عزيز خيلی وقته نبودم شرمنده که نتونستم به شما سر بزنم... ولی دوباره به لطف خدا اومدم و بازم منتظر نظرات و پیامهای خوب و سازنده شما دوستان هستم. خوشحال می شم به باغ مهربونی من سر بزنین...

نگين

ای جونم قربون اون نگاههای شيرينت برم.... چقدر تو شيرينی پسر... خدا حفظت کنه....