Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام سلام صد تا سلام.  

سلام به همه دوستای خوبم که اومدن و به من سر زدن . سلام به همه دوست دخترای خوشگل  و دوست پسرای بازیگوشم . یاد گرفتین که پندهایی که بهتون دادم .

دیروز رفته بودم خونه مامان پدرجون مهمونی . ظهر که شد از بس شیر خوردم مامان جون به این نتیجه رسیده بود که بهتره دیگه بهم یک غذای دیگه که اسمش لعابه برنجه بده و به مامانم که تلفن کرده بود گفته بود. مامان خانم هم کلی جیغ و ویغ کرد که نه نه مانی باید تا ۶ ماهگی فقط شیر مادر بخوره   .

ای بخشکی شانس  گفتم شاید یک مزه دیگه رو هم می تونم امتحان کنم ها. ولی نشد. دیروز رفتم توی یک مغازه لباس بخرمَ‌دیدم یک دختری اومد تو مغازه   و پاچه اون شلواری که من انتخابش کرده بودم رو گرفته بود و می خواست مثل خودم مزشو بچشه که منم همچین غرشی براش کردم و شلوارو از دستش کشیدم که دختر خانمه رفت تو بغله مامانش . آخه باید بدونه که من خیلی قوی هستم . مامانم کلی از مامانه دختره معذرت خواهی کرد . آخه می خواد مردم داری کنه و از الان ادای مادرشوهره خوب دربیاره.  ولی مگه می شه .

نوشته شده در ۱۳۸٥/٧/۱۸ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط مامان صفا نظرات () |