Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام.

بالاخره دیروز ساعته ۵/۷ عصر با آقای همسر گردوی پر مو را بردیم آرایشگاه . اول با اسباب بازیها بازی کرد و خوب بود و ولی تا چشمش افتاد به آینه و اون آقا آرایشگره زد زیر گریه. من بغلش کردم و توی بغله من نصفه موهاش مرتب شد و بعد رفت بغل پدرش و اونجا هم نصفه دیگه از موهاش اصلاح شد ولی تمام آرایشگاه داشت از صدای جیغ و گریه هاش می لرزید.

اونقدر وول خورد که تمامه موهاش به منم ریخت و حسابی پر مو شدیم. به هر حال یک پسر خوشگل و با موهای آلمانی که کمی هم کل کل شده رو با خودمون از آرایشگاه آوردیم بیرون.

* من هر کاری می کنم و به هر آدرسی که می رم نمی تونم عکسای مانی رو آپلود کنم و می دونم وبلاگ بی عکس با این طرز نوشتن من صفایی نداره.

* هر کار می کنم نمی تونم برم داخله وبلاگهایی که بلاگفا هستند و فیلتر شکنم هم بسته شده. به خدا خیلی دلم برای تمامتون تنگ شده.

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/۱۳ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |