Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

روز دوشنبه روز خوبی بود واسه من و مانی گردو. یک روز خوب و بیاد موندنی. قرار بود که با هم به دیدنه یک آقا پسر و یک دوسته وبلاگی بریم.

    ساعته ۶ توی پارک آبشار قرار داشتیم. رفتیم اونجا و دیدیم یک خانم خوب و مهربون با یک آقا پسره خوشتیپ منتظرمون هستند. وروجک ها اول کمی خجالت کشیدند و بعد دیگه با هم دوست شدند. خیلی جالب بود مثله دوقلوها سوار بر سه چرخه های خوشگل و شبیه به هم شدند و من و مامانه وروجم هم با هم گرم صحبت بودیم.

به هر حال جای همگی دوستان خالی. کاشکی می شد که همه با هم یک قرار می گذاشتیم و بچه ها با هم بازی می کردند.

در ضمن به مناسبت تولد مانی خاله زحمت کشیدند و یک هدیه خوشگل به مانی دادند.

خاله جون دستتون درد نکنه.

    مانی جدیدا با گرفتن مبل و ... این طرف و اونطرف می دوه و شیطونی می کنه. روی پنجه پا می ایسته و هر چی روی میز باشه برمی داره. نماز خون هم شدن و نیت می کنه و بعد به سجده می ره. ۷ تا دندون داره و همه رو گاز می گیره.

            خدایا ازت ممنونم که داشتن این تجربه خوب مادر بودن رو  به من دادی.

نوشته شده در ۱۳۸٦/۳/٢ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |