Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام دوستای خوبم

از اینکه تولدم اومدین خیلی خوشحالم کردین. مرسی بابته این همه پیام محبت آمیزی که برام نوشتین.

    روز تولدم تو خونمون جای همگی شما خالی بود. یک عالمه مهمون برامون اومده بود. یک عالمه کادو هم گیرم اومد. مامان صفا و پدرجونم یک دستبند و مامانی و آقا هم یک گردنبند و دایی کیاوشه مهربونم هم یک پیراهن و شلوارک خوشگل.

آقاجون و مامان جون یک سه چرخه خوشگل و عمه پروین یک مرغ که تخم می گذاره و می رقصه و عمه مهوش هم یک بلوز و شورت .

به هر حال جاتون خالی.

دیروز هم رفتیم پارک و من کلی سه چرخه سواری کردم.

مامانی صفا دیگه همه چیز بهم می ده که بخورم و تحریم اقتصادی تموم شد. داشتم آب هندونه می خوردم که یکهو ازم شکار لحظه ها شد.

  اینقدر خوشم میاد که گل بکنم و بو کنم

    تازه رفتم دکتر روز یکشنبه ۲۳ اردیبهشت و دکتر خیلی دوستم داشت و وزنم تغییری نکرده بود به خاطره اینکه دندونام که می خوان از توی لثم بیرون بیان منو لاغر یم کنن تا خودشون چاق بشن و بتونن بیان بیرون و قدم هم حسابی بلند شده بود و دیگه دستم به همه چیز می رسه.

    بعد هم واکسن سرخک و سرخچه و اوریون زدم و خانمه دکتره که خوشگل هم بود گفت شاید بدنت دون دون بشه و زیره گوشت باد کنه.

تا بعد بای بای

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٢٩ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |