Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

    این مانی گردوی ما جدیدا خیلی بلا و شیطون شده. یک لحظه آروم و قرار نداره . دیروز تا جارو برقی را روشن می کردن می پرید و می یومد تو بغله من و هی سرشو می ذاشت رو شونم و می خندید . تازه هی دست می زنه ولی با مشتای بسته ، فکر کنم در آینده یک مشتزن حرفه ای بشه .

    با این پدره شیطونش هم خیلی جوره . دو دقیقه که با هم تنها بشن خونه رو از سر و صدا پر می کنن و اگه یکهو پدرش بره یک جایی قایم بشه هی دهنشو باز و بسته می کنه و می خواد مثلا صداش کنه.

اینم از عشقولانه های پدر وپسر

    تا منو می بینه فوری چشماشو می ماله و ادا اصول در میاره که من گرسنمه  و بیا به دادم برس. تازگیا هم روی دستاش نیم خیز می شه و فکر کنم می خواد شروع کنه به چهار دست و پا راه رفتن. ولی نمی دونم چرا دندون در نمی یاره این گردوی تنبل .

نوشته شده در ۱۳۸٥/٩/۸ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |