ماني فسقلي
سلام وای که امروز روزه امتحانه کتبی بچه های خودم و بچه های دانشگاه بود. اینقدر دیشب و صبح دلهره داشتم که نگو. صبح رفتم سر جلسه آزمون. همشون بودن. شاد و شنگول . همشونو می خواستم بغل کنم و بوسشون کنم. برگشتم سره کلاس. و شروع کردم به درس دادن. ٢٠ دقیقه نگذشته بود که یکهو دیدم همشون اومدن پشت دره کلاس و بوس و بغل و هورا که امتحان عالی شد. خیلی خیلی خوشحال شدم. خسته که هیچ وقت سره کلاسشون نبودم ولی یک کمی خستگی از تنم خارج شد. دوسشون دارم خیلی . خیلی . خیلی.
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢٧ساعت
۳:٥٧ ب.ظ توسط مامان صفا نظرات () |







