Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

ساعته ۶ صبح مانی از خواب بیدار شده و می گه مامان - بله - می شه ما ارغوان را بیاریم خونمون و بشه مامانه من. یعنی هم شما و هم ارغوان مامان من بشین که هر موقع شما و پدر نبودین خونه اون از من مواظبت کنه. می گم باشه ولی می خوای ارغوان دوستت باشه . اینطوری بهتره. می گه باشه و این جمله را تکرار و تکرار کرد تا خوابش برد.

ساعته ٨ از خواب بیدار شده  و می گه مامان می شه بیای پیشم. می گم چی شده . می گه ارغوان با من دوست می شه. می گم عزیزم ارغوان توی یک شهر خیلی دوره و نمی تونه بیاد اینجا. بغض می کنه.

ساعته ۴ تکرار برنامه من و تو١ بود و می بینه و می گه. من نمی خوام با ارغوان دوست بشم که بیاد اینجا . آخه شهرشون خیلی از من دوره ولی دوست دارم نشونش بده و آواز بخونه. می بوسمش و می گم . آهان حالا خوب شد.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٤ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط مامان صفا نظرات () |