Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

١- دیگه شدم خانم معلم. کار جدیدم آموزش رشته های گردشگری است.خیلی رشته شیرین و دلچسبیه. توصیه می کنم حتما همه این رشته را یاد بگیرن. در مورده محیط اطرافه خودمونه.

٢- مانی عشقه کوچولوی من می دونی تا حالا که ترم ٢ کلاس ارف رو گذروندی چند تا کلید سل به عنوان جایزه گرفتی . باعثه افتخارمی. می بوسمت.

٣- مانی کوچولوی من عشقه نقاشیه. تا ولش می کنیم و می بینیم نیست . نشسته و داره نقاشی می کشه. انصافا نقاشی های قشنگی می کشه. واقعا اسم به خصوصیت فردی فکر می کنم ربط داشته باشه.

۴- کلاس زبان فرانسه ام هم تمام شد و می رم ترم جدید. خوشحالم که نمره ام خوب شد و ناراحتم که چند تا از بچه های کلاس که به هم عادت کرده بودیم افتادن و دیگه از هم جدا می شیم.

۵- کلاس سه تارم هم دو جلسه دیگه مونده که تموم بشه. استاد ازم خیلی تعریف می کنه.می گه یادته روزای اولی که می اومدی چطوری ساز رو دست می گرفتی . واقعا خشحالم که دوتا کلاسی را انتخاب کردم و می رم که روحیه بهم می ده و واقعا با نشاطم می کنه. از دوست خوبم که این استاد به این خوبی را بهم معرفی کرد خیلی خیلی  خیلی وقت پیش از همینجا تشکر می کنم و در حالی که می دونم اصلا اهل وبلاگ خوندن نیست و اصلا تو این وادی ها نیست. یک ادمی مخصو خودشه. هر جا که هستی سالم و شاد باشی موسیو.

۶- یک سایت اگه می شه بهم معرفی کنین برای آپلود عکس. یک عالمه عکس از مسافرت و ... دارم ولی نمی تونم بگذارمشون. (کممممممممممک)

٧- اینم اخریش. زندگی دوست دارم. خییییییییییییییییییلی . واقعا زیبایی . همه ادمها باید بدونن اگه جایی چیزی را از دست  دادن، بدونن بهترش از جایی دیگه می رسه.

   توی این روزگار که بعضی از ادمها از روی نادونی و حسادت و جنس خرابی و .... بعضی وقتها می خوان زندگی ها رو خراب کنن ، ولی نمی شه. دسته اونا که نیست. خدا خودش جای حق نشسته و خودش همه چیز را نظاره می کنه و تصمیم می گیره.  شاید الان بپرن ولی آخرش گیر می افتادن و چوب خدا صدا نداره و هر کی بخوره دوا نداره .

    من زیاد اهل دیدنه تلویزیون و .. نیستم و اصلا تو خونمون روشن نمی شه. یک چیز تجملی شده تو خونمون ولی به سفارش یکی از دوستای خوبم نشستم و فیلم مکافات را دیدم . فیلمه قشنگیه و واقعا آدم رو می بره به این فکر که کاری نکنه که دله کسی بشکنه یا دله کسی رو بسوزونه. چون دل سوزندن شوخی بردار نیست.

    همین، چی چی گفتم ها. .

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱۸ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط مامان صفا نظرات () |