Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

قربونت برم که دیشب دنباله سره من و پدر و دایی کیاوش راه می رفتی و التماس می کردی که جرقه (ترقه) بهم بدین و تا می گرفتی، می دویدی و می نداختیش تو آتیش .

از همه هم تقلید می کردی مخصوصا فرزاد پسر عمه پریچهر و تکنو می زدی و یکدفعه نگاه کردم دیدم داری دست می زنی و دوره من می چرخی.

اونقدر هم از روی آتیش پریدی که دیگه انشاالله ساله جدید روی زرد و مریضی پیدا نمی کنی و تمام سرخی و جنب و جوش آتیش را گرفتی.

خیلی خوش گذشت.

دوسانس داشتیم . سانس اول باغ عمه ام و کلی زدیم و رقصیدیم و از روی آتیش پریدیم و کیاوش کلی فشفشه هوا کرد و سانسه دوم باغ عمه مانی و اونجا هم کلی رقصیدیم و رقص نور و ارکستر و .... و بعدشم آش رشته و از ساعته ۵.۵ تا ١١.۵ دستمون بنده آتش و آتیش بازی بود.

ساله خوبی برای همه آرزو می کنم.

خدایا ساله جدید سلامتی و عمر طولانی به تمامه پدر و مادرها و کوچولوهای نازنین بده. آمین

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٦ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |