Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

اول از همه بگم که دارم سعی و تلاش فراوونی می کنم که کارمو عوض کنم. قراره برم سره یک کاری که از مدتها قبل دلم می خواست برم اونجا. البته هنوز اتفاقی نیافتاده ولی اگه خدا بخواد و بنا بر فیلم راز که هر چی بخوای همون برات صورت می گیره، دارم فقط فکر اون کار رو می کنم تا آخرش به دست بیارمش.

دوم اینکه بعد از مدتها حدود ٣ هفته کمی حاله من و مانی بهتر شده. البته سرفه های من هنوز ادامه داره ولی تک تک و انشاالله که خوب بشم.

سوم اینکه هفته دیگه مسافرتی در پیش داریم با آقای همسر مهربون و مانی گردوی عزیزم . امیدوارم خوش بگذره و حرص و جوشی تو کار نباشه.

چهارم خیلی الان احساس خوشحالی و سرزندگی می کنم.

پنجم کلاس سه تارم تموم شد و منتظره شروع کلاس بعدی هستم ولی وقته استادم پر شده و دعا می کنم وقتش خالی بشه که من بتونم با همون استاد دوباره شروع کنم.

ششم کلاس زبانم رو هم دارم شروع می کنم. البته آقای همسر تو خونه بهم یاد می دن ولی می خوام برم کلاس. اینطوری حال نمی ده.

هفتم . هفتم. باید هفتا می شد که شد. دارم سفره هفت سین خیلی قشنگه قشنگ درست می کنم . انشاالله خدا یاری کنه و من بتونم عکسهاشو واستون بذارم. یک عالمه رومیزی و شاخه گل و .... با سنگهای تزئینی قشنگ درست کردم.سفارش هم قبول می کنم.عینک

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۳ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط مامان صفا نظرات () |