Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام.

عزیزه دلم. هر شب یاد گرفتی لوازم آرایش را میاری وسط اتاق و منو می شونی و موهامو شونه می کنی و تل می زنی و شروع می کنی کار روی صورت و بعد می گی خوشگل شدی حالا.

دیروز هم رفتم توی مغازه و شما گفتی من تل و گل سر می خوام و تا آقای فروشنده گفت مانی واسه خودت می خوای. زشته . شما گفتی نه واسه یک نی نی کوچولوی دیگه می خوام.

دیشب وقتی رفتیم توی رختخواب. شما از توی تختت اومید پائین و گفتی : من فکر می کنم توی تخت شما جام راحت تر باشه. ما هم چی دیگه بهت بگیم.

دوشبه باهم تمرین رقص می کنیم. تا پدر می رن واسه درس خوندن ما دو تا هم فرت را غنیمت می دونیم و شروع می کنیم به رقصیدن و تازه بعد از نیم ساعت شارژ می شی و من خسته و اونوقته که پدر فداکار میان و کلی باهات توپ بازی می کنن و اسب سواری می کنین.

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |