Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

    چقدر زود گذشت . چقدر تونستم لحظات شاد و استثنایی رو تجربه کنم - فقط به لطفه وجوده تو فرشته کوچولو.

    کوچولوی دوست داشتنی من که اینقدر ضعیف بوده و همه وجودت نیاز بود. حالا دیگه واسه خودت مردی شدی. وقت هایی که کار داشته باشم وقتی بهت می گم مانی من کار دارم و اذیتم نکن. واسه خودت می ری تو اتاقت و با اسباب بازیهات بازی می کنی و حرف می زنی.

    وقتی می گم مهمون می خواد واسمون بیاد- فوری می ری و سبدت رو میاری و هر چی وسیله هست می ریزی توش و می بری توی اتاقت.کلا خیلی حرف گوش کن و مرتب و منظمی و کمک می کنی.

    چند روز پیش که ٢ تا تایر ماشینت گم شده بود - رفتی سره جعبه ابزار و دو تا واشر برداشتی و با چسب رازی اونا رو چسبوندی و اومدی تو آشپزخونه به من گفتی مامان ماشینم تایردار شد.

قربونت برم که اینقدر توی کارای فنی استاد شدی - البته پدرم توی این مورد خیلی دخیل هستن.

    گردوی خوشگلم دیروز تونستی از ١ تا ۵ رو برام بشماری. رنگها رو هم که بلد شدی دیگه. قربونت برم چقدر من از تو توقع دارم و دلم می خواد همه چیز رو یاد بگیری . منتظرم زودتر بزرگ بشی. آقا و مامان می گن وای به حاله مانی . دلمون به حالش می سوزه که در آینده ازش اینقدر کار می خوای .

تولدت نزدیکه. با پدر تصمیم گرفتیم روزه ۴شنبه یک تولده با حضور آقا و مامان و آقاجون و عزیز و دایی کیاوش و عمه ها بگیریم و یک تولد هم روزه ۵شنبه با حضور دوستای پدر(عمو مسعود و عمو فرزاد و ..) بگیریم- البته چون روزه ۵ شنبه می ریم سمیرم پیک نیک و ٢ روز نیستیم.

الهی ١٠٠٠ ساله بشی و سالم و شاد باشی و من و پدر ناراحتی تو رو نبینیم.

قرونت برم . دوست دارم قده یک دنیا

مانی ۶ ماهه
مانی یک روزه

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۱ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |