Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

دیروز عصر زیاد خوابیده بود. هر چی صداش می کردم بیدار نمی شد. منم صدای تلویزیون را زیاد کردم و مشغول کار تو آشپزخونه شدم که آهنگ خانمی خاطرخواه داره  از ولی رو گذاشت و منم زیادترش کردم و گفتم مانی مهرشاد . بیا ببین. دیدم زودی اومد و گفت نه. این ولیه و اونم دوستشه.

بچم همه خواننده ها رو می شناسه. کامران و هومن. هینگامه = هنگامه. نوش آفرین. ایبی= ابی. ولی . افشین. میرشاد= مهرشاد. و و و .

فقط موضوع اینه که ستار و داریوش رو هم می بینه می گه ایبی.

رقص همه رو هم می تونه انجام بده و  تقلیدش عالیه.

عصر که با هم تنها باشیم دو تا میکروفن داره میاره یکیشو می ده دسته من و یکیشو می گیره دسته خودش و می گه بخونیم. می گم از کی . می گه از اندی و  می خونه خوشگلا باید برقصن و ....

تمام می شه می گه حالا ولی.بیا تو بیا تو دو چشمات و ابرو....

بهش می گم. من قربونه کی برم . می گه ÷در . می گم چشم . حالا قربونه کی برم. می گه مانییییییی.

عاشقتم. الهی که من قربونت برم.مادر.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱٦ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |