ماني فسقلي
سلامممم چقدر آرامش خوبه. یک هفته ای دیگه داره می شه که آرامش کاملی همه جا حکمفرما شده. دیشب کلی با مانی بازی کردیم و آقا دیگه می تونه نوشته آب و انار و مادر را تشخیص بده و از روی نوشته اش نقاشی کنه. کسی می دونه نقاشی وقتی سر و ته کشیده بشه به چه معنییه؟ مانی هر چی می خواد بکشه از بالا به پائین می کشه . مثلا اول خورشید و بعد کوه و بهد آدم و خونه و رودخونه و ماهی و ....... و مهم اینه که برای خودش سر و ته است و اگر کسی روبروش نشسته باشه قشنگ می تونه نقاشی را درست ببینه. شبها که می خواد بخوابه . اول بوسم می کنه و خدانگدار می گه و می خوابه .. . قربونت برم مادر. سلام قربونت برم. می خواستم بهت بگم که خاله الهام واست یک کادوی خیلی خوشگل خریده بودن که به مناسبته روز تولدت بهت بدن ولی از بس این خاله هوله و دل کوچیک طاقت نیاوردن و آوردنش اداره و دادن به من و چون از هول بودنه من اطلاع داشته و می دونن که من از خودشون بدترم عکس از اون کادو انداخته بودن و بهم نشون دادن که من طاقت بیارم و لااقل اجازه بدم کادوش را خودت باز کنی. نمی دونم حالا تا ظهر طاقت میارم یا نه. ولی کیف کردم. خیلی خوشگل و دوست داشتنی بود. روزه خوبیه. دیشب تا ساعته ٣ که من اطلاع دارم بارون میومد و هوا پاکه پاکه. صبح دلم می خواست تمومه اعضا بدنم بینی می شد . فقط گل نسترن های دمه اتاقمون سره کار باز شده و وقتی اونا را بو می کنم یآده تمومه اتفاقات خوب تو زندگی می افتم. یآد بچگی خونه بزرگه و .... می افتم. عزیزم همیشه شاد باشی و همینطور شیطون. می بوسمت خاله الهام از همینجا ازت تشکر می کنم. واقعا محبت کردی و من شرمنده شدم واقعا. انشاالله بتونم جبران کنم به هر صورتی که باشه. سلام با اینکه چند روز بود مریض و سرماخورده بودیم و کلی آمپول و دوا دکتر کردیم ولی باز نمی دونم چرا اینقدر شارژم و سرحال. دلم می خواد هی برقصم و بپرم پائین و بالا. گل مانی ما بند کرده به آهنگ نازنین مریم و باید توی ماشین همش این آهنگ را بذاریم و باهاش همخونی کنه. شدید شدید هم شیطون شده و با من لجبازی می کنه و فقط با من. سلام ساله نو مبارک باشه. ساله خوبیه. فعلا که همه چیز خوبه. مهمونی رفتن و هی خاله بازی کردن. خدا را شکر امسال زیاد بوسه و ماچ و موچ نیست. همه با کلاس فقط دست می دن. مانی جونم هم که حسابی خوشو و ما رو شرمنده کرده. تو مهمونی ها دسته رد به سینه گز و شیرینی و پسته نمی زنه و تازه گز و شیرینی ما رو هم بله . رو صورت و دستش دونه زده بود و من ترسیدم نکنه سرخک و .. باشه بعد فهمیدم نه از گرمیه و زیاد شیرینی خوردنه. دیروز هم اومد اداره و کلی با ماهان پسر همکارم که خانمه خیلی خوبیه بازی کرد و خوش گذشت کلا. بازار عیدی گرفتن هم گرمه گرمه.
























