Lilypie Fifth Birthday tickers


ماني فسقلي

سلام

از چهار شنبه اون هفته تا امروز که دوشنبه است مانی و من دوتایی سرماخوردیم و حسابی صدا گرفته و سرفه و تب و ... ولی شکر خدا دیگه خوب شدیم و دیشب هم مانی را بردم حمام و حال اومد و خوابید.

دیروز اتوبوس دوطبقه می خواستی، نیم ساعت دمه اسباب بازی فروشی منو تو ماشین نگه داشتی تا آقای فروشنده بیان و باز کنن و شما اتوبوستون را بخرین و بعدش هم پاتو کرده بودی توی یک کفش که بریم خونه مامان شهلا تا من باهاشون بازی کنم- با اتوبوسهام-

هوا شدید سرد شده. کاشکی بازم بارون میومد. نگران کارتن خوابهام. نگران مردم سنندج و تبریزم.

روزگاره خوبیه.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٩ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |

سلام

قربونت برم. عزیزه دلم دو روزه سرماخوردی  و تب داری و شبها همش خس خس می کنه گلوت و سرفه می کنی.

هر کاری می کنم شربت نمی خوری از بوی آلبالو بدت میاد . نمی دونم چکارت کنم؟!!!

قربونت برم خیلی واست ناراحتم. دیشب هم تا صبح نخوابیدیم. از بس بد خوابیدی .

الهی هر چی درد داری ماله من بشه و تو سالم سالم باشی.

می بوسمت.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۸ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |

قربونت برم. این یواشکی آب پرتقال و آب لیمو چیرین خوردنت منو کشته.

می ری تو گوشه پدر می گی . پدر بیا آب پرتقال و آب لیمو چیرین بچیریم و بخوریم و به مامان صفا هم ندیم.

بعد بلند می گی مامان صفا ما فقط یک کمیش را می خوریم و برای شما هم می ذاریم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ توسط مامان صفا نظرات () |